+من چیز زیادی نمیخواستم،فقط سری که شبها روی سینه ات به خواب رود،روزها زودبلندمی شدم وآن قدردوستت میداشتم که نفهمیم چگونه به پای هم پیرشدیم...
+من تورا برای پایان خستگی هایم نمی خواستم،فقط می خواستم جای آه دهانم گرم اسمت باشد...
ما را در سایت اينجا شروع يك خودكشي دوباره است دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160